پیدایش نظم سیاسی: تکوین دولت، قانون و پاسخگویی
شایان طالع ماسوله
چکیده
کتاب «پیدایش نظم سیاسی» (The Origins of Political Order, 2011) اثر فرانسیس فوکویاما، روایتی تطبیقی و میانرشتهای از گذار جوامع انسانی از سازمان خویشاوندی به دولتهای بوروکراتیک، قانونمدار و پاسخگو است. فوکویاما سه رکن «دولتِ کارآمد»، «حاکمیت قانون» و «پاسخگویی دموکراتیک» را بهمثابه ستونهای نظم سیاسی معرفی میکند و نشان میدهد این سه، نه همزمان و لزوماً با ترتیبی واحد، بلکه در مسیرهای متفاوت تاریخی پدید آمدهاند. مطالعهی او از چین (دولت قویِ بیقانون)، هند (قانون دینی قوی با دولت نسبتاً ضعیف), جهان اسلام (پایداری پیوندهای قبیلهای و شخصیگرا)، و اروپا (برخورد خلاق میان سلطنت، اشراف، شهر و کلیسا) تصویر چندمسیرهی او از دولتسازی را صورتبندی میکند. هستهی نظریهی فوکویاما این است: اگر دولت قبل از قانون و پاسخگویی مستقر شود، خطر استبداد بالاست؛ اگر قانون و پاسخگویی بدون دولت کارآمد بیایند، بیثباتی و فساد غالب میشود. این مقاله با تکیه بر چارچوب مفهومی کتاب، منابع کلاسیک جامعهشناسی تاریخی (وبر، تیلی، نورث و همکاران) و نقدهای پژوهشی بعدی، استدلال فوکویاما را بازسازی و قوتها/محدودیتهایش را ارزیابی میکند.
بازخوانی انتقادی نظریه ساموئل هانتینگتون در کتاب «ارتش و دولت»
ارتش، دولت و دموکراسی
شایان طالع ماسوله
کتاب ارتش و دولت: نظریه و سیاستهای روابط مدنی ـ نظامی اثر ساموئل پی. هانتینگتون (1957) یکی از متون کلاسیک و تأثیرگذار در علم سیاست است که رابطهی پیچیدهی میان قدرت نظامی و اقتدار سیاسی را در جوامع مدرن بررسی میکند.
هانتینگتون در این اثر، با طرح دو الگوی متفاوت از کنترل سیاسی بر ارتش ـ «کنترل ذهنی» و «کنترل عینی» ـ میکوشد نشان دهد که چگونه میتوان ارتشی کارآمد، حرفهای و در عین حال مطیع قدرت غیرنظامی داشت.
این مقاله با نگاهی تحلیلی و انتقادی، به تبیین چارچوب نظری، بستر تاریخی و اهمیت سیاسی این اثر میپردازد و سپس نقدهای نظری و تجربی وارد بر اندیشهی هانتینگتون را بررسی میکند.
نتیجه نشان میدهد که هرچند دیدگاه او در برخی زمینهها محافظهکارانه تلقی میشود، اما هنوز یکی از دقیقترین و منسجمترین تلاشها برای درک «مرز میان شمشیر و سیاست» است.
بحران حکومتهای دموکراتیک: بازخوانی انتقادی یک متن کلاسیک علوم سیاسی
شایان طالع ماسوله
دههی ۱۹۷۰ میلادی برای بسیاری از دموکراسیهای صنعتی غربی دههای بحرانی و تعیینکننده بود. افزایش مطالبات اجتماعی، تورم اقتصادی، گسترش جنبشهای اعتراضی و فرسایش اقتدار سیاسی نخبگان، چهرهی تازهای از چالشهای دموکراسی را نمایان کرد. در چنین زمینهای، کمیسیون سهجانبه (Trilateral Commission) گزارشی را سفارش داد که بعدها با عنوان The Crisis of Democracy (۱۹۷۵) منتشر شد و به یکی از متون کلاسیک علوم سیاسی بدل گردید. نویسندگان گزارش ـ میشل کروزیه، ساموئل هانتینگتون و جوجی واتانوکی ـ استدلال کردند که نظامهای دموکراتیک زیر فشار مطالبات فزاینده دچار overload یا «بار بیش از ظرفیت» شدهاند و توان پاسخگویی مؤثر به شهروندان را از دست دادهاند.
این مقاله با رویکردی انتقادی و تحلیلی، به بازخوانی عمیق این گزارش میپردازد. ابتدا مفهوم overload در بستر نظریهی «حکومتپذیری» (governability) و پیوند آن با نظریههای هابرماس، شومپیتر و کروچ بررسی میشود. سپس با مطالعهی تاریخی سه منطقهی آمریکا، اروپای غربی و ژاپن، نشان داده میشود که چگونه افزایش مشارکت و مطالبهگری اجتماعی، ساختار دولتها را در دههی ۱۹۷۰ به چالش کشید. در ادامه، دیدگاههای انتقادی محافظهکاران، لیبرالها و چپگرایان تحلیل میشود تا روشن گردد که بحران دموکراسی تا چه حد در خود مفهوم «مشارکت سیاسی» ریشه دارد.
در پایان، مقاله با تطبیق وضعیت امروز دموکراسیهای غربی ـ از ظهور پوپولیسم و بیاعتمادی عمومی تا نقش شبکههای اجتماعی ـ استدلال میکند که مسئلهی اساسی نه در «افراط مردم در سیاست» بلکه در «کاستی ظرفیت نهادی دولتها» است. دموکراسیها تنها زمانی پایدار خواهند بود که بتوانند میان مشارکت گسترده و توان حکمرانی (governance capacity) توازن برقرار کنند.