ویتنام با اصلاحات نهادی موسوم به «دوی موی» در سال ۱۹۸۶، از اقتصاد دستوری و نهادهای استثماری به سوی نهادهای اقتصادی فراگذار و بازارمحور گذار کرد. این تحول با بازتعریف حقوق مالکیت، آزادسازی قیمتها و جذب سرمایهگذاری خارجی، انگیزههای تولیدی را احیا و فقر را بهشدت کاهش داد. با این حال، تداوم رشد نیازمند عبور از چالشهایی مانند تله درآمد متوسط، فساد نهادی و محدودیتهای ساختار سیاسی فعلی است.
بررسی دیالکتیک قدرت میان دولت و جامعه در اثر دارون عجماغلو و جیمز رابینسون
تحلیل نظریهی دالان باریک
شایان طالع ماسوله
پرسش بنیادین در اندیشهی سیاسی مدرن، چگونگی تحقق و تداوم «آزادی» در چارچوب حکومت است. در مقالهی حاضر، به واکاوی نظریهی ارائهشده در کتاب «دالان باریک» (The Narrow Corridor) اثر دارون عجماغلو و جیمز رابینسون پرداخته میشود. این نظریه با عبور از تقابل کلاسیک میان لیبرالیسم (که حامی دولت حداقل است) و هابزیان (که حامی دولت مطلق است)، استدلال میکند که آزادی تنها در یک بستر نهادی خاص و باریک شکل میگیرد: جایی که دولت «لویاتان» قوی و کارآمد است اما توسط یک «جامعهی بسیجشده» مهار شده باشد. هستهی مرکزی این نظریه بر مفهوم «لیبرتی به عنوان عدم سلطه» (Liberty as Non-domination) و مکانیزم دینامیک «ملکهی سرخ» (Red Queen) استوار است. نگارندگان نشان میدهند که دولت ضعیف (لویاتان غایب) منجر به هرجومرج میشود و دولت مطلق (لویاتان استبدادی) منجر به سرکوب؛ تنها راهِ نجات، قرار گرفتن در «دالان باریک» تعادل است. این مقاله با تحلیل تطبیقی تاریخ اروپا، چین، آفریقا و آمریکای لاتین، چگونگی شکلگیری یا عدم شکلگیری این تعادل را تبیین میکند.
پیدایش نظم سیاسی: تکوین دولت، قانون و پاسخگویی
شایان طالع ماسوله
چکیده
کتاب «پیدایش نظم سیاسی» (The Origins of Political Order, 2011) اثر فرانسیس فوکویاما، روایتی تطبیقی و میانرشتهای از گذار جوامع انسانی از سازمان خویشاوندی به دولتهای بوروکراتیک، قانونمدار و پاسخگو است. فوکویاما سه رکن «دولتِ کارآمد»، «حاکمیت قانون» و «پاسخگویی دموکراتیک» را بهمثابه ستونهای نظم سیاسی معرفی میکند و نشان میدهد این سه، نه همزمان و لزوماً با ترتیبی واحد، بلکه در مسیرهای متفاوت تاریخی پدید آمدهاند. مطالعهی او از چین (دولت قویِ بیقانون)، هند (قانون دینی قوی با دولت نسبتاً ضعیف), جهان اسلام (پایداری پیوندهای قبیلهای و شخصیگرا)، و اروپا (برخورد خلاق میان سلطنت، اشراف، شهر و کلیسا) تصویر چندمسیرهی او از دولتسازی را صورتبندی میکند. هستهی نظریهی فوکویاما این است: اگر دولت قبل از قانون و پاسخگویی مستقر شود، خطر استبداد بالاست؛ اگر قانون و پاسخگویی بدون دولت کارآمد بیایند، بیثباتی و فساد غالب میشود. این مقاله با تکیه بر چارچوب مفهومی کتاب، منابع کلاسیک جامعهشناسی تاریخی (وبر، تیلی، نورث و همکاران) و نقدهای پژوهشی بعدی، استدلال فوکویاما را بازسازی و قوتها/محدودیتهایش را ارزیابی میکند.
اشتباه نکنید، غرور و بدبینی را باصلابت و خرد اشتباه نگیرید.
سیاست «نخست آمریکا»ی ترامپ واقعگرایی نیست
جاناتان کرشنر
برخی ناظران ادعا کردهاند که دولت دوم دونالد ترامپ نشاندهنده احیای واقعگرایی در سیاست خارجی آمریکا است. «رابرت اوبراین» که در دولت اول ترامپ بهعنوان مشاور امنیت ملی خدمت کرد، در مقالهای در فارن افرز با اشتیاق از «بازگشت واقعگرایی با طعم جکسونی» سخن گفت. این دیدگاه بهشدت اشتباه است. واقعگرایان اغلب با یکدیگر اختلافنظر دارند، گاهی بهشدت، درباره بهترین مسیر عمل، بنابراین تعریف یک «سیاست خارجی واقعگرایانه» آسان نیست. اما بهراحتی میتوان گفت چه چیزی واقعگرایی نیست—و نسخه «نخست آمریکا»ی دونالد ترامپ واقعگرایی نیست.