این مقاله نشان میدهد که گذار نظام بینالملل از تکقطبی به نظمی چندمرکزی، نتیجه افول دفعی یک قدرت یا صعود خطی قدرتی دیگر نیست، بلکه حاصل بازتوزیع تدریجی و شبکهای قدرت در سطح جهانی است.
در این چارچوب، ایران بهواسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و راهبرد بازدارندگی نامتقارن، به گرهای اثرگذار در ژئوپلیتیک جریانها تبدیل شده و رقابت آن با آمریکا عمدتاً در منطقه خاکستری و در سطح مدیریتشده جریان دارد.
بررسی سناریوها نشان میدهد که تداوم رقابت کنترلشده یا توافق محدود محتملتر از جنگ مستقیم است، زیرا هزینههای ساختاری و وابستگیهای متقابل، منطق بازدارندگی را تقویت کردهاند.
تحلیل چندسطحی بحران ساختاری، مشروعیت و حکمرانی در میدان نیروهای هیبریدی
تحلیل اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ایران
شایان طالع ماسوله
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ایران، که در پی اجرای سیاستهای شوکمحور اقتصادی و نوسانات ارز شعلهور شد، به سرعت از سطح یک نارضایتی معیشتی گذرا فراتر رفت و به تجلی عینی یک بحران ساختاری چندبعدی و عمیقاً ریشهدار تبدیل گشت. این مقاله با اتخاذ رویکردی بینرشتهای و تحلیلی، استدلال میکند که فهم این اعتراضات مستلزم عبور از تحلیلهای تکعاملی (صرفاً اقتصادی، صرفاً امنیتی یا صرفاً توطئهمحور) و پذیرش یک پارادایم «تعاملی-پیچیده» است.