نقد روایت تکنولوژیگرایی و بازاندیشی در آینده بشریت: تحلیلی بر کتاب «قدرت و پیشرفت»
تبارشناسی قدرت و پیشرفت
شایان طالع ماسوله
در ادبیات عمومی و حتی بخش بزرگی از تفکر اقتصادی معاصر، تکنولوژی اغلب بهعنوان یک نیروی خنثی، خطی و نجاتبخش تصور میشود که ناگزیر منجر به بهبود استانداردهای زندگی و رفاه همگانی خواهد شد. اما کتاب «قدرت و پیشرفت: نبرد هزارساله ما بر سر تکنولوژی و رفاه» اثر دارون عجماغلو و سایمون جانسون، با رویکردی انتقادی و مبتنی بر تاریخنگاری اقتصادی، این هویتبخشی «مقدس» به تکنولوژی را به چالش میکشد. این مقاله با استناد به مباحث مطرح شده در پرولوگ و فصل اول این اثر، استدلال میکند که رابطه میان تکنولوژی و رفاه انسانی نه یک رابطه علی و معلولی خودجوش، بلکه محصول انتخابهای اجتماعی، سیاسی و نهادی است. نویسندگان با تفکیک میان «بهرهوری متوسط» و «بهرهوری نهایی»، و با طرح مفاهیمی چون «اتوماسیون نیمبند» و «وظایف نو»، نشان میدهند که چرا انقلابهای دیجیتال معاصر علیرغم افزایش تولید، منجر به تضعیف طبقه کارگر و نابرابری فزاینده شدهاند. این مقاله به تحلیل مکانیسمهای نظارتی (مانند پنوپتیکون)، تاریخچه انقلاب صنعتی و ضرورت تغییر پارادایم از «تکنولوژی جایگزین» به «تکنولوژی توانمندساز» میپردازد و استدلال میکند که بدون بازپسگیری قدرت اجتماعی و تغییر «دیدگاه» حاکم بر نوآوری، آیندهای جز انحطاط دموکراسی و افزایش شکاف طبقاتی در انتظار ما نخواهد بود.
بررسی مکانیزمهای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی در اثر دارون عجماغلو و جیمز رابینسون
تحلیل نظریهی گذار
شایان طالع ماسوله
پرسش محوری در نظریهی سیاسی معاصر، چرایی شکلگیری و تداوم نظامهای دموکراتیک در برابر نظامهای دیکتاتوری است. در مقالهی حاضر، به واکاوی چارچوب نظری ارائهشده در کتاب «ریشههای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی» اثر دارون عجماغلو و جیمز رابینسون پرداخته میشود. این پژوهش نشان میدهد که انتخاب بین دیکتاتوری و دموکراسی، نتیجهی تلاقی منافع اقتصادی و سیاسی گروههای اجتماعی است که در تعاملِ تقابلآمیز با یکدیگر قرار دارند. هستهی مرکزی این نظریه بر مسئلهی «تعهد پذیرفتنی» (Credible Commitment) و محدودیتهای نهادی آن استوار است. نویسندگان استدلال میکنند که دموکراسی زمانی پدید میآید که نخبگانِ دیکتاتوری در برابر تهدید انقلاب، با هزینههای بالای سرکوب و عدم اعتبار وعدههای اصلاحی، به انتقال قدرت به شهروندان رضایت دهند. همچنین، استمرار یا سقوط دموکراسی نیز تابعی از قدرت چانهزنیِ طبقات اجتماعی و هزینههای کودتا برای نخبگان مخالف است. این مقاله با استفاده از روش تحلیل تطبیقی و مدلسازی رفتار استراتژیک، به تبیین مسیرهای متفاوت توسعهی سیاسی در کشورهایی نظیر بریتانیا، آرژانتین، سنگاپور و آفریقای جنوبی میپردازد.
بررسی دیالکتیک قدرت میان دولت و جامعه در اثر دارون عجماغلو و جیمز رابینسون
تحلیل نظریهی دالان باریک
شایان طالع ماسوله
پرسش بنیادین در اندیشهی سیاسی مدرن، چگونگی تحقق و تداوم «آزادی» در چارچوب حکومت است. در مقالهی حاضر، به واکاوی نظریهی ارائهشده در کتاب «دالان باریک» (The Narrow Corridor) اثر دارون عجماغلو و جیمز رابینسون پرداخته میشود. این نظریه با عبور از تقابل کلاسیک میان لیبرالیسم (که حامی دولت حداقل است) و هابزیان (که حامی دولت مطلق است)، استدلال میکند که آزادی تنها در یک بستر نهادی خاص و باریک شکل میگیرد: جایی که دولت «لویاتان» قوی و کارآمد است اما توسط یک «جامعهی بسیجشده» مهار شده باشد. هستهی مرکزی این نظریه بر مفهوم «لیبرتی به عنوان عدم سلطه» (Liberty as Non-domination) و مکانیزم دینامیک «ملکهی سرخ» (Red Queen) استوار است. نگارندگان نشان میدهند که دولت ضعیف (لویاتان غایب) منجر به هرجومرج میشود و دولت مطلق (لویاتان استبدادی) منجر به سرکوب؛ تنها راهِ نجات، قرار گرفتن در «دالان باریک» تعادل است. این مقاله با تحلیل تطبیقی تاریخ اروپا، چین، آفریقا و آمریکای لاتین، چگونگی شکلگیری یا عدم شکلگیری این تعادل را تبیین میکند.
پیدایش نظم سیاسی: تکوین دولت، قانون و پاسخگویی
شایان طالع ماسوله
چکیده
کتاب «پیدایش نظم سیاسی» (The Origins of Political Order, 2011) اثر فرانسیس فوکویاما، روایتی تطبیقی و میانرشتهای از گذار جوامع انسانی از سازمان خویشاوندی به دولتهای بوروکراتیک، قانونمدار و پاسخگو است. فوکویاما سه رکن «دولتِ کارآمد»، «حاکمیت قانون» و «پاسخگویی دموکراتیک» را بهمثابه ستونهای نظم سیاسی معرفی میکند و نشان میدهد این سه، نه همزمان و لزوماً با ترتیبی واحد، بلکه در مسیرهای متفاوت تاریخی پدید آمدهاند. مطالعهی او از چین (دولت قویِ بیقانون)، هند (قانون دینی قوی با دولت نسبتاً ضعیف), جهان اسلام (پایداری پیوندهای قبیلهای و شخصیگرا)، و اروپا (برخورد خلاق میان سلطنت، اشراف، شهر و کلیسا) تصویر چندمسیرهی او از دولتسازی را صورتبندی میکند. هستهی نظریهی فوکویاما این است: اگر دولت قبل از قانون و پاسخگویی مستقر شود، خطر استبداد بالاست؛ اگر قانون و پاسخگویی بدون دولت کارآمد بیایند، بیثباتی و فساد غالب میشود. این مقاله با تکیه بر چارچوب مفهومی کتاب، منابع کلاسیک جامعهشناسی تاریخی (وبر، تیلی، نورث و همکاران) و نقدهای پژوهشی بعدی، استدلال فوکویاما را بازسازی و قوتها/محدودیتهایش را ارزیابی میکند.
سه ستون نظم سیاسی؛ روایت فوکویاما از دولت، قانون و پاسخگویی
شایان طالع ماسوله
چکیده
کتاب «پیدایش نظم سیاسی» (The Origins of Political Order) نوشتهی فرانسیس فوکویاما (۲۰۱۱) از مهمترین آثار فکری او پس از «پایان تاریخ و آخرین انسان» به شمار میرود. فوکویاما در این کتاب با نگاهی تطبیقی و تاریخی میکوشد تا راز پدید آمدن دولتهای مدرن و نظامهای سیاسی باثبات را در روندی هزارانساله توضیح دهد. او در برابر دیدگاههای تکخطی نوسازی و نظریات سادهانگارانهی دموکراسیسازی، بر این باور است که نظم سیاسی، محصول سه رکن بنیادین است:
۱. دولت مقتدر و کارآمد (Strong State)،
۲. حاکمیت قانون (Rule of Law)،
۳. پاسخگویی سیاسی (Accountability).
فوکویاما نشان میدهد که این سه عنصر در تاریخ تمدنها بهصورت همزمان پدید نیامدهاند. دولت در چین زودتر از قانون شکل گرفت؛ در هند قانون پیش از دولت نیرومند پدید آمد؛ در جهان اسلام پیوندهای خویشاوندی و قبیلهای مانع گذار به دولت غیرشخصی شدند؛ و در اروپا، تعارض میان کلیسا و سلطنت، ریشهی پیدایش قانون مستقل و نهادهای پاسخگو شد.
فوکویاما در این اثر با استفاده از دادههای تاریخی، جامعهشناسی تطبیقی و نظریات اقتصاد نهادی، تلاشی کمنظیر برای توضیح مسیرهای گوناگون دولتسازی و پیدایش نظم سیاسی ارائه میدهد. این مقاله، با تحلیل و بازسازی دقیق استدلالهای فوکویاما، میکوشد تا تصویری روشن از منطق درونی این اثر ارائه کند و همزمان محدودیتهای نظری آن را در چارچوب جامعهشناسی تاریخی نقد و ارزیابی نماید.