نقد الگوی خودکارسازی و پیشنهاد برای بازآفرینی دموکراتیک در عصر اتوماسیون
تحلیل سیاسی-اقتصادی هوش مصنوعی
شایان طالع ماسوله
ظهور هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از پیچیدهترین فناوریهای قرن حاضر، منبعی دوگانه از وعدهها و هشدارها را پیش رو قرار داده است. در مقالهی حاضر، به واکاوی دیدگاههای ارائهشده در اثر «طراحی دوباره هوش مصنوعی» نوشتهی دارون عجماغلو پرداخته میشود. این پژوهش در حالی که پتانسیلهای فنی هوش را انکار نمیکند، با نقدی سرسختانه جهتگیری فعلی پژوهشهای این حوزه بر سمت خودکارسازی مطلق (Automation-only)، استدلال میکند که مسیر کنونی توسعه هوش، نه جبری و نه تعیینپذیر، بلکه حاصل انتخابهای انسانی و نهادی است. هستهی مرکزی این نقد، تمایز میان دو پارادایم «خودکارسازی» (Automation) و «توانمندسازی» (Augmentation) و نیز ضرورت مداخله دموکراتیک جهت ابزارینه کردن هوش برای حفظ آزادی و عدالت است. نگارندگان با استفاده از چهارچوب نظری اقتصاد سیاسی نشان میدهند که بازار آزاد به تنهایی قادر به گزینش فناوریهای مطلوب برای جامعه نیست؛ زیرا اغلب پیامدهای بیرونی (Externalities) و هنجارهای نهادی، مسیر توسعه را به سمت ابزارهایی میبرند که به تبعیض ثروت، افزایش نابرابری و تهدید دموکراسی منجر میشوند.
از نظر هایدگر، ماهیت تکنولوژى، به عنوان تقدیر انکشاف، خود خطر است. (گشتل به مفهوم تقدیر و خطر) او مى گوید: “آنجا که گشتل حاکم است، خطر به مفهوم دقیق خود وجود دارد” ، اما او در جایی از رساله خود با عنوان “گفتار در باب تفکر” تصریح می کند که ما می توانیم کاربرد اجتناب ناپذیر ابزارهای تکنولوژیک را تایید کنیم و در همان حال، حق تسلط آنها بر ما و طبیعت را منکر شویم. اگر تاریخ وجود در غرب را مورد توجه قرار دهیم، در می یابیم که هرچند فهم فناوری از وجود، فرجام ما است، اما تقدیر ما نیست.