فروپاشی هژمونی و بازگشت تاریخ
شایان طالع ماسوله
نبرد میهنی سوم در این مقاله نه بهمثابه یک درگیری نظامی معمولی، بلکه بهعنوان نقطهعطف فروپاشی هژمونی آمریکا و پایان نظم تکقطبی تحلیل شده است. نویسنده نشان میدهد که چگونه دکترین «شوک و هیبت» آمریکا در برابر راهبرد فرسایشی، زیرزمینی و شبکهای ایران شکست خورده و قدرت نظامی، اقتصادی و نمادین ایالات متحده را در سه سطح همزمان دچار فرسایش کرده است. در مقابل، ایران نه بهعنوان یک دولت-ملت، بلکه بهمثابه یک «واحد تمدنی» با خودآگاهی تاریخی، منطق بازگشت از فروپاشیها و «هستیشناسی مقاومت» ظاهر میشود که قواعد جنگ را از برتری فناوری به هزینه و زمان تغییر میدهد. مقاله در نهایت از شکلگیری نظمی نوین و سیال با کثرت قدرتها، ظهور مثلث استراتژیک ایران-روسیه-چین، و نقش «ساختارساز» ایران در جهان پساآمریکایی سخن میگوید.
این مقاله نشان میدهد که گذار نظام بینالملل از تکقطبی به نظمی چندمرکزی، نتیجه افول دفعی یک قدرت یا صعود خطی قدرتی دیگر نیست، بلکه حاصل بازتوزیع تدریجی و شبکهای قدرت در سطح جهانی است.
در این چارچوب، ایران بهواسطه موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و راهبرد بازدارندگی نامتقارن، به گرهای اثرگذار در ژئوپلیتیک جریانها تبدیل شده و رقابت آن با آمریکا عمدتاً در منطقه خاکستری و در سطح مدیریتشده جریان دارد.
بررسی سناریوها نشان میدهد که تداوم رقابت کنترلشده یا توافق محدود محتملتر از جنگ مستقیم است، زیرا هزینههای ساختاری و وابستگیهای متقابل، منطق بازدارندگی را تقویت کردهاند.