تحلیل موج سوم دموکراتیزاسیون در اواخر قرن بیستم بر اساس نظریه ساموئل هانتینگتون

پدیده گذار به دموکراسی یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی قرن بیستم محسوب می‌شود. ساموئل هانتینگتون، اندیشمند برجسته علوم سیاسی، در کتاب «موج سوم: دموکراتیزاسیون در اواخر قرن بیستم» (1991) کوشید تا با نگاهی تحلیلی، روند جهانی تغییر رژیم‌ها از اقتدارگرایی به نظام‌های دموکراتیک را توضیح دهد. او با تقسیم تاریخ دموکراسی‌سازی به سه موج عمده، موج سوم را مهم‌ترین و فراگیرترین جریان سیاسی نیمه دوم قرن بیستم دانست. این مقاله با تمرکز بر کتاب هانتینگتون، ابتدا چارچوب نظری او را معرفی می‌کند، سپس عوامل پیدایش موج سوم، الگوهای گذار به دموکراسی، مطالعات موردی از کشورها و در نهایت نقدها و محدودیت‌های این نظریه را بررسی می‌نماید. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که نظریه هانتینگتون علی‌رغم ارائه تصویری جامع و الهام‌بخش، با کاستی‌هایی همچون ساده‌سازی شرایط فرهنگی و اقتصادی روبه‌روست. در نهایت نتیجه گرفته می‌شود که موج سوم نه پایان تاریخ دموکراسی بلکه فصلی گذرا در مسیر تحولات سیاسی جهان بوده است.
شایان طالع ماسوله
مهر 23, 1404 | 8 دقیقه خواندن
154 بازدیدها

نقل و نشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است.