چکیده
اثر ملکه سرخ (Red Queen Effect) در اصل مفهومی زیستشناختی است که توضیح میدهد چرا موجودات زنده برای آنکه در جای خود باقی بمانند، ناگزیر از تکامل و سازگاری دائمیاند. این استعاره در ادامه وارد نظریه بازیها، اقتصاد و علوم سیاسی شده است. دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «راه باریک آزادی: دولتها، جوامع و سرنوشت آزادی» این مفهوم را مستقیماً به کار میگیرند تا نشان دهند آزادی سیاسی نتیجهی یک «تعادل پویا» میان دولت و جامعه است؛ تعادلی که تنها در یک «راه باریک» بین استبداد و هرجومرج قابل حفظ است.
آنها سه نوع «لویاتان» (غایب، مستبد، مشروط) را برای صورتبندی وضعیتهای مختلف دولت بهکار میبرند و استدلال میکنند که تنها در وضعیت «لویاتان مشروط» است که آزادی پایدار میشود؛ وضعیتی که محصول نوعی «مسابقهی دائمی» میان رشد ظرفیت دولت و توان بسیج جامعه است، یعنی همان اثر ملکه سرخ. این مقاله ابتدا ریشههای اثر ملکه سرخ را در زیستشناسی و اقتصاد مرور میکند، سپس نحوهی ترجمهی آن به زبان نظریهی دولت و نهادها در کتاب «راه باریک آزادی» را توضیح میدهد و در پایان، نسبت این استعاره با نظریهی نهادهای فراگیر در «چرا ملتها شکست میخورند» و برخی نقدهای وارد بر آن را به اختصار بررسی میکند.
اثر ملکه سرخ: از زیستشناسی تا علوم اجتماعی
۱–۱. منشأ زیستشناختی
اثر ملکه سرخ نخستینبار در زیستشناسی تکاملی و بهویژه در کار کلاسیک لی ونوالن دربارهی «قانون تکاملی جدید» مطرح شد. او با مطالعهی دادههای فسیلی استدلال کرد که احتمال انقراض گونهها در طول زمان تقریباً ثابت میماند؛ به این معنا که گونهها برای ادامهی بقا باید دائماً در حال سازگاری و تغییر باشند، چون محیط و رقبای زیستی آنها نیز در حال تغییر است.
استعارهی «برای اینکه در همانجا بمانی، باید با تمام سرعت بدوی» – برگرفته از گفتوگوی ملکه سرخ با آلیس در کتاب «آنسوی آینه» لوئیس کارول – در اینجا به این معناست که «ثبات» اکولوژیک در واقع نتیجهی «حرکت مداوم» تکاملی است، نه سکون. رابطهی شکارچی–شکار (مثلاً یوز و غزال) یا ویروس–سیستم ایمنی نمونههای کلاسیک این منطقاند: هر دو طرف ناگزیرند با سرعتی مشابه در مسیر تکامل حرکت کنند تا نسبت قدرت میان آنها تقریباً ثابت بماند.
۱–۲. ورود به اقتصاد و نظریه سازمان
بعدها اقتصاددانان و نظریهپردازان سازمان از همین استعاره برای توضیح پویایی رقابت در بازار استفاده کردند. در محیطهای رقابتی، شرکتها باید دائماً نوآوری کنند تا حتی «صرفاً جای خود را در بازار حفظ کنند»؛ در غیر این صورت، با ظهور فناوریهای تازه، مدلهای کسبوکار جدید یا رقبای چابکتر، به حاشیه رانده میشوند. رقابت مداوم بین شرکتهایی مثل اپل و سامسونگ در بازار گوشیهای هوشمند یا فشار خودروهای برقی بر خودروسازان سنتی، مثالهای عینی چنین وضعیتی است.
در حوزهی امنیت سایبری نیز وضع مشابهی برقرار است: طراحان سامانههای امنیتی و مهاجمان سایبری در یک رقابت دائمیاند؛ هر پیشرفتی در الگوریتمهای دفاعی، با نوآوری در روشهای حمله پاسخ داده میشود. بنابراین «سطح ثابت امنیت» حاصل یک تعادل پویاست؛ یعنی نتیجهی حرکت دائم هر دو طرف.
از همینجا، اثر ملکه سرخ بهعنوان یک استعارهی عمومی برای توصیف «مسابقههای بیپایان» در محیطهای رقابتی وارد علوم اجتماعی شد.
«راه باریک آزادی»: دولت، جامعه و لویاتانها
۲–۱. مسئلهی اصلی کتاب
«راه باریک آزادی» تلاش میکند به پرسش دشواری پاسخ دهد: چرا تنها در معدودی از جوامع آزادی سیاسی پایدار شکل گرفته است، در حالی که بسیاری از جوامع یا گرفتار استبداد شدهاند یا در باتلاق هرجومرج و دولت ضعیف فرو رفتهاند؟ عجماوغلو و رابینسون در ادامهی کارهای قبلیشان در حوزهی نهادها و توسعه (بهخصوص «چرا ملتها شکست میخورند»)، این بار تمرکز را از «نوع نهادها» به «دینامیک تقابل و همکاری میان دولت و جامعه» منتقل میکنند.
ایدهی محوری آنها این است که آزادی نه «حالت طبیعی» جوامع است و نه وضعیتی که یکبار برای همیشه تثبیت شود. برعکس، آزادی فقط در یک «راه باریک» میان دو خطر شکل میگیرد و باقی میماند: از یک سو خطر دولت بیشازحد قدرتمند و سرکوبگر، و از سوی دیگر خطر دولت ضعیف و فروپاشیده که قادر به تأمین امنیت و حقوق نیست. این راه باریک تنها زمانی گشوده میشود که قدرت دولت و قدرت جامعه در تعادلی پویا قرار گیرند.
۲–۲. سه نوع لویاتان
برای صورتبندی انواع وضعیتهای دولت، نویسندگان از استعارهی «لویاتان» هابز استفاده میکنند و سه نوع دولت را از هم متمایز میسازند:
۱. لویاتان غایب (Absent Leviathan):
دولتی که آنقدر ضعیف است که نمیتواند امنیت، حاکمیت قانون و خدمات پایه را تأمین کند. نتیجهی این وضعیت، هرجومرج، خشونت و سلطهی شبکههای غیررسمی قدرت (قبایل، جنگسالاران، گروههای مسلح و…) است. در چنین جوامعی، حقوق مالکیت و قراردادها بهسختی قابل تضمین است و افق سرمایهگذاری بلندمدت شکل نمیگیرد.
۲. لویاتان مستبد (Despotic Leviathan):
دولتی بسیار قدرتمند که از مهار و نظارت جامعه خارج شده است. نظم و رشد اقتصادی (دستکم در مقاطعی) ممکن است، اما به قیمت محدود شدن شدید آزادیهای سیاسی و مدنی. در این مدل، دولت با تکیه بر بوروکراسی و قوهی قهریهی متمرکز، مخالفان را سرکوب و رسانهها و نهادهای مستقل را تضعیف میکند.
۳. لویاتان مشروط (Shackled Leviathan):
دولتی قوی اما مهار شده؛ یعنی دولتی که توان تولید نظم و ارائهی کالاهای عمومی را دارد، اما تحت نظارت مستمر نهادهای دموکراتیک، جامعهی مدنی، رسانههای آزاد و فرهنگ مشارکت سیاسی قرار دارد. این وضعیت، بهزعم عجماوغلو و رابینسون، تنها موقعیتی است که در آن آزادی پایدار میشود و با نظم و توسعهی اقتصادی جمع میشود.
«راه باریک آزادی» دقیقاً همان ناحیهای است که در آن لیویاتان مشروط شکل میگیرد و حفظ میشود.
اثر ملکه سرخ بهعنوان دینامیک دولت–جامعه
۳–۱. مسابقهی دوطرفه در «غلاف سرخ»
نویسندگان علاوه بر استعارهی لویاتان، از تصویر دیگری نیز استفاده میکنند که گاهی از آن با عنوان «غلاف سرخ» یاد میشود؛ وضعیتی که در آن دولت و جامعه همزمان در حال تقویت ظرفیتهای خود هستند.
در اینجا اثر ملکه سرخ بهطور مستقیم وارد بحث میشود:
- دولت باید دائماً ظرفیتهای خود را افزایش دهد؛ از توان مالیاتی و اداری گرفته تا نظام قضایی، زیرساختها و ارائهی خدمات عمومی.
- جامعه نیز باید بهطور موازی توان سازماندهی، بسیج، نظارت و مطالبهگری خود را گسترش دهد؛ از طریق احزاب، اتحادیهها، انجمنها، رسانهها و شبکههای اجتماعی.
اگر تنها یکی از این دو «بدوید» و دیگری عقب بماند، تعادل راه باریک از بین میرود. اگر دولت بهسرعت قوی شود اما جامعه ضعیف بماند، آزادی در معرض خطر استبداد قرار میگیرد. اگر برعکس، جامعه پرقدرت و متشکل باشد اما دولت نتواند ظرفیت خود را برای تأمین امنیت و حاکمیت قانون افزایش دهد، نتیجه نزدیک شدن به وضعیت لویاتان غایب و هرجومرج است.
اثر ملکه سرخ در اینجا یعنی:
«ثبات آزادی» حاصل سکون نیست، بلکه حاصل حرکت مداوم و متوازن هر دو طرف است. همانطور که در زیستبوم طبیعی، گونهها برای حفظ موقعیت خود ناگزیر از تکامل دائمیاند، در عرصهی سیاسی نیز دولت و جامعه برای حفظ آزادی ناگزیر از توسعهی مداوم ظرفیتهای نهادی خود هستند.
۳–۲. پیوند با نظریه نهادهای فراگیر
اگر این بحث را در کنار کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» بگذاریم، میتوان گفت اثر ملکه سرخ در «راه باریک آزادی»، نوعی «پویاستازی» (dynamic restatement) ایدهی نهادهای فراگیر است. در آن کتاب، تمایز اصلی بین نهادهای فراگیر (inclusive) و استثماری (extractive) بود و تأکید بر اینکه نهادهای فراگیر مشارکت گسترده و حفاظت از حقوق مالکیت را ممکن میکنند و پیشنیاز توسعهی پایدارند.
در «راه باریک آزادی» این دوگانه همچنان حضور دارد، اما توجه از خود نهادها به فرایندهایی جلب میشود که این نهادها را شکل میدهند و تغییر میدهند. نهادهای فراگیر نتیجهی تعادل و رقابت مستمر میان دولت و جامعهاند؛ و اثر ملکه سرخ دقیقاً به این فرایند اشاره دارد: اگر این رقابت–همکاری متوقف شود، نهادها نیز میتوانند بهتدریج از فراگیر به استثماری تغییر ماهیت دهند، حتی اگر در ظاهر همان قانون اساسی و همان ساختار رسمی پابرجا باشد.
ارزیابی انتقادی استعارهی ملکه سرخ
۴–۱. نقاط قوت
از منظر تحلیلی، بهرهگیری از اثر ملکه سرخ چند مزیت مهم دارد:
- تأکید بر پویایی: استعارهی مسابقهی دائمی دولت و جامعه، این پیام را منتقل میکند که آزادی وضعیت «تمامشده» نیست؛ فرآیندی دائمی است. این نکته در ادبیات سیاستگذاری که گاه آزادی و دموکراسی را بهصورت «ایستگاه پایانی» توسعه میبیند، اهمیت دارد.
- جمع کردن نظم و آزادی: با قرار دادن دولت و جامعه بر دو محور مستقل، کتاب نشان میدهد که میتوان همزمان دولتی قوی و جامعهای آزاد داشت؛ دو گزینه لزوماً در تضاد نیستند، بلکه در وضعیت لیویاتان مشروط یکدیگر را تقویت میکنند.
- قابلیت مقایسهی تاریخی: چارچوب «راه باریک آزادی» و «لیویاتانها» امکان مقایسهی طیف وسیعی از تجربیات تاریخی – از شهر–دولتهای باستانی تا دموکراسیهای مدرن – را در یک دستگاه مفهومی مشترک فراهم میکند.
۴–۲. محدودیتها و نقدها
با اینحال، استفاده از استعارهی ملکه سرخ و چارچوب «راه باریک آزادی» با چند محدودیت و نقد نیز مواجه شده است:
- ابهام در سازوکارهای دقیق: برخی منتقدان اشاره کردهاند که کتاب در سطح استعاره بهخوبی توضیح میدهد «چرا تعادل میان دولت و جامعه لازم است»، اما کمتر روشن میکند چه سازوکارهای مشخصی باعث میشود یک جامعه وارد راه باریک شود، در آن بماند یا از آن خارج شود؛ یعنی «علت حرکت به سمت این تعادل» هنوز بهطور کامل تشریح نشده است.
- کلیتگرایی و خطر سادهسازی: مانند «چرا ملتها شکست میخورند»، برخی نقدها متوجه این است که چارچوب نویسندگان، با وجود قدرت تبیینی بالا، در معرض خطر سادهسازی بیش از حد تنوع تاریخی است؛ بهویژه زمانی که روایتهای بسیار متفاوت در قالب سه نوع لویاتان و یک راه باریک تفسیر میشوند.
- نسبت با سایر عوامل ساختاری: نویسندگان همچنان مانند کارهای قبلیشان، نقش عمده را به نهادها و دینامیک دولت–جامعه میدهند و عوامل دیگری چون جغرافیا، ساختار اقتصاد جهانی، تکنولوژی و فرهنگ را در درجه دوم قرار میدهند. منتقدانِ رویکرد نهادی بر این باورند که این تأکید، اگرچه برای تحلیل سیاست داخلی مفید است، اما بهتنهایی برای توضیح همهی تفاوتهای توسعهای کافی نیست.
با وجود این نقدها، اثر ملکه سرخ در چارچوب عجماوغلو و رابینسون همچنان ابزار مفهومی قدرتمندی برای فهم این نکته است که: «آزادی بدون حرکت مداوم، رو به افول میرود.»
جمعبندی
اثر ملکه سرخ از یک تمثیل ادبی آغاز میشود، در زیستشناسی تکاملی صورتبندی علمی پیدا میکند و سپس در اقتصاد، نظریه سازمان و علوم سیاسی به استعارهای عمومی برای توصیف «مسابقههای بیپایان» در محیطهای رقابتی تبدیل میشود. عجماوغلو و رابینسون با وامگیری مستقیم از این مفهوم در «راه باریک آزادی»، نشان میدهند که آزادی نه وضعیت طبیعی جوامع است و نه حالت ثابتی که با یکبار اصلاح نهادی برای همیشه تضمین شود؛ بلکه آزادی نتیجهی مسابقهی دائمی میان دولت و جامعه است.
در این چارچوب، سه نوع لیویاتان تصویر سه سرنوشت محتمل جوامعاند: دولت غایب (هرجومرج)، دولت مستبد (نظم بدون آزادی)، و دولت مشروط (آزادی با نظم). تنها در حالت سوم است که «راه باریک آزادی» گشوده میشود؛ و ماندن در این راه باریک به این معناست که دولت و جامعه باید همچون ملکه سرخ و آلیس، دائماً بدونند تا در جای خود باقی بمانند.
پیام هنجاری این تحلیل روشن است:
هیچ دستاوردی در حوزهی آزادی و دموکراسی قطعی و برگشتناپذیر نیست. هرگاه جامعه از مشارکت و نظارت دست بکشد یا دولت در توسعهی ظرفیتهای خود برای ارائهی کالاهای عمومی ناتوان بماند، راه باریک آزادی در معرض بسته شدن است. اثر ملکه سرخ، در این معنا، هم هشدار است و هم امید؛ هشدار از بابت شکننده بودن آزادی، و امید از این جهت که حتی در شرایط دشوار نیز با تقویت همزمان ظرفیت دولت و جامعه میتوان دوباره به این راه باریک نزدیک شد.
منابع
- Acemoglu, D., & Robinson, J. A. (2019). The Narrow Corridor: States, Societies, and the Fate of Liberty. New York: Penguin Press.
- Acemoglu, D., & Robinson, J. A. (2012). Why Nations Fail: The Origins of Power, Prosperity, and Poverty. New York: Crown Business.
- Acemoglu, D., & Johnson, S. (2023). Power and Progress: Our Thousand-Year Struggle Over Technology and Prosperity. New York: PublicAffairs.
- Van Valen, L. (1973). A New Evolutionary Law. Evolutionary Theory, 1(1), 1–30.
- Solé, R. (2022). Revisiting Leigh Van Valen’s “A New Evolutionary Law”. History and Philosophy of the Life Sciences, 44(1).
- Acemoglu, D., & Robinson, J. A. (2018). The Narrow Corridor to Liberty: The Red Queen and the Struggle of State against Society. World Bank lecture slides.
- Dizikes, P. (2019). The permanent struggle for liberty. MIT News (Review of The Narrow Corridor).
- Andersson, J. O. (2019). A Grand Narrative About the Narrow Corridor of Liberty. Inroads Journal, 47.
- Wade, R. H. (2022). Review of The Narrow Corridor: States, Societies, and the Fate of Liberty. Journal of Development Studies, 58(6), 1222–1225.